الشيخ رسول جعفريان
1142
رسائل حجابيه (فارسى)
است . اگر اعضاى نهانى انسان را در معرض عام تشريح مىكردند توجه ما به آن جلب مىشد ولى رغبت و قصد بهندرت تحريك مىگرديد . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حياست و بىآنكه بداند حس مىكند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و رقّت عالى خبر مىدهد . مولوى ، عارف نازكانديش و دوربين خودمان ، مثلى بسيار عالى در اين زمينه مىآورد . اول دربارهء تسلط معنوى زن بر مرد مىگويد : زيّن للنّاس حق آراسته است * زانچه حق آراست چون تانند رست چون پى يسكن اليهاش آفريد * كى تواند آدم از حوّا بريد رستم زال ار بود وز حمزه بيش * هست در فرمان اسير زال خويش آنكه عالم مست گفتارش بدى * كلّمينى يا حميرا مىزدى آنگاه راجع به تأثير حريم و حائل ميان زن و مرد در افزايش قدرت و محبوبيت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز ، مثلى لطيف مىآورد : آنها را به آب و آتش تشبيه مىكند ، مىگويد مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش ، اگر حائل از ميان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه مىكند و آن را خاموش مىسازد ، اما اگر حائل و حاجبى ميان آن دو برقرار گردد مثل اينكه آب را در ديگى قرار دهند و آتش در زير آن ديگ روشن كنند ، آن وقت است كه آتش آب را تحت تأثير خود قرار مىدهد ، اندكاندك او را گرم مىكند و احيانا جوشش و غليان در او به وجود مىآورد ، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبديل به بخار مىسازد . مىگويد : آب غالب شد بر آتش از لهيب * ز آتش او جوشد چو باشد در « حجيب » چونكه ديگى حايل آمد آن دو را * نيست كرد آن آب را كردش هوا مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور مىرود ، در عمق روح خويش از ابتذال زن و از تسليم و رايگانى او متنفر است . مرد هميشه عزت و استغناء و بىاعتنايى زن را نسبت به خود ستوده است . ابن العفيف مىگويد : تبدى النّفار دلالا و هى آنسة * يا حسن معنى الرّضا فى صورة الغضب نظامى مىگويد : چه خوش نازى است ناز خوبرويان * ز ديده رانده را از ديدهجويان بهطور كلى رابطهاى است ميان دستنارسى و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گرانبهايى از طرف ديگر ، همچنانكه رابطهاى است ميان عشق و سوز از يك طرف و ميان هنر و زيبايى از طرف ديگر ؛ يعنى عشق در زمينهء فراقها و دستنارسىها مىشكفد و هنر و زيبايى در زمينهء عشق رشد و نمو مىيابد .